اسكندر بيگ تركمان
724
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
منشآت سخنوران پيشين كشيد نقاط اقلام زرين فامش بر صحيفه بيان چون مرواريد غلطان و چندين سال از زمره محرمان سراير قدس و مقربان بساط انس بود آرى : بيت هر چه هست از نتايج نظر است * نظر اكسير كيميا اثر است از مآثر و نيكو خدمتيهاى آن سلسله اكثر اوقات يكى از مستعدان آن طبقه در اين دولت ابد - پيوند بدين منصب و الا سرافرازى دارند . بالجمله آن صاحب سعادت عالى همم در آن بقعه خرم خوان گرم گسترده آينده و رونده از موايد انعام و احسانش محفوظ و بهرهور ميبودند و سنين عمر شريفش از موحله هشتاد تجاوز نموده بسر منزل نو در رسيده بود در اواخر ايام حيات ارادهء حج بيت الله الحرام و ادراك سعادت زيارت و طواف مدينهء مشرفهء حضرت خير الانام و روضات مقدسهء ائمه كرام عليهم السلام نموده عزيمت آن سفر مبارك كرده در ما بين شام و يثرب مزاج و هاجش از جادهء استقامت و اعتدال منحرف گشته برياض قدس خراميد ولد ارشدش ادهم بيك كه توفيق مرافقت و همراهى پدر بزرگوارش يافته بود نعش مطهر آن نيكو سير را در همانجا كه بقلعهء حيدر مشهور و معروف است مدفون ساخت تا آنكه در سالى كه مغفرت پناه معصوم بيك صفوى متوجه آن سفر خير اثر گشت و ميرك بيك پسر بزرگتر مرحوم مذكور همراه بود جسد شريف پدر را از آن مكان بيرون آورده بمدينه طيبه نقل نموده در جوار ائمه بقيع عليهم السلام مدفون ساخت و اولاد گرامى آن جناب كه در حين وفات در قيد حيات بودند و مسود اوراق را فى الجمله تعارفى به حال ايشان بود پنجنفرند و هر چند گزارش [ 508 ] احوال آن سعادتمندان مناسب بسياق تاريخ نيست بنابر ايمائى كه در صدر داستان شده صحيفهء مصادقت و اخلاص را بنگارش آن آرايش داده ميگويد كه اخلاف صدق اتصاف آن جناب اول ميرك بيك مذكور است كه بحليهء قابليت و زيور استعداد و اهليت آراستگى داشت در اوايل حال كه از خطهء اردوباد بيرون آمد ملازمت ركن السلطنه معصوم بيك صفوى اختيار نموده منصب انشاء و لشكر نويسى يافت و بالاخره بمرتبهء وزارت ترقى كرده چند سال من حيث استقلال بدان خدمت مشغول بود و در سفر حجاز مرافقت اختيار نموده چون معصوم بيك در حينى كه محرم شده بود بتيغ غدر روميان كشته گشته درجهء شهادت يافت او متعلقان شهيد سعيد مذكور را آورده بمنتسبان آن امير كبير كمال خدمتكارى و پاس حقوق نمكخوارگى بجاى آورد و در مجلس بهشت آئين حضرت شاه جنت بارگاه راه خدمت يافته مجلس نويسى ميكرد و آن جماعت در مقام تربيتش ميبود در اين اثنا اجل موعود رقم حياتش را از صحيفهء هستى محو كرده هادم اللذات بنياد حياتش برانداخت . و ديگرى ادهم بيك است كه او نيز بوفور استعداد و قابليت و حسن اخلاق موصوف بود در به دو حال در مرافقت ولد بيهمال متوجهء سفر خير اثر حجاز شده بعد از واقعه ناگزير والد بدان سعادت عظمى فايز گشته بعد از معاودت باردو آمد مدتى اوقات خجسته ساعات بكسب قابليت و علم سياق مصروف داشت و از جانب اشرف بمنصب استيفاء سركار شاهزاده مغفور سلطان مصطفى ميرزا مأمور گشته در اواخر منصب وزارت سركار نواب ميرزا به آن جناب تعلق گرفت . بعد از رحلت شاه جمجاه جنت آشيان و واقعهء ميرزا كه در ايام سلطنت اسمعيل ميرزا روى داد و شرح آن در طى وقايع زمان مذكور در مجلد اول مسطور گشته چند گاه متوجه هيچ شغلى